.
فرا رسیدن ماه رجب و ولادت با سعادت اولین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی(ع) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.
ویژگیهای عباد در قرآن مجید
در آیات ذیل خداوند، عباد یعنی کسانی را که بندگی خداوند را میکنند معرفی میفرماید:
"... بالعباد. الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ. الصَّابِرِینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالأَسْحَارِ" (آل عمران/ 17،16،15)؛ عباد و بندگان خدا کسانی هستند که میگویند پروردگارا ما ایمان آوردهایم؛ پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش حفظ کن. (آنها که شکیبا و راستگو و فرمانبردار(خدا) هستند و انفاق میکنند و در سحرگاهان، آمرزش میطلبند .
خداوند در آخر آیه 15 سخن از عباد مطرح میکند، و در دو آیه بعد، شش مولفه و خصوصیت آنان را بیان میدارد.
1- عباد کسانی هستند که با تمام دل و جان متوجه پروردگار خویشاند و ایمان، قلب آنها را روشن ساخته و به همین دلیل در برابر اعمال خویش به شدت احساس مسئولیت مىكنند، مىفرماید: همان كسانى كه مىگویند پروردگارا! ما ایمان آوردهایم، گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش نگاهدار.
2- صفت دیگر آنان صبر است. یعنی آنهایی كه صبر و استقامت دارند. البته در آیه، صبر به صورت مطلق بیان شده و شامل همه صبرها میشود؛ صبر بر اطاعت، صبر بر ترك معصیت، صبر بر مصیبت .
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هر كس در نماز وتر (آخرین ركعت نماز شب) هفتاد بار بگوید: "استغفرالله ربى و اتوب الیه" و تا یك سال این عمل را ادامه دهد خداوند او را از استغفار كنندگان در سحر، "المستغفرین بالاسحار" قرار مىدهد و او را مشمول عفو و رحمت خود مىسازد.
3- آنها كه راستگو و درست كردارند و آنچه در باطن به آن معتقدند در ظاهر به آن عمل مىكنند و از نفاق و دروغ و تقلب و خیانت دورند.
4- آنها كه خاضع و فروتن هستند و در طریق بندگى و عبودیت خدا بر این كار مداومت دارند.
5- آنها كه در راه خدا انفاق مىكنند نه تنها از اموال، بلكه از تمام مواهب مادى و معنوى كه در اختیار دارند به نیازمندان مىبخشند.
6- و آنها كه سحرگاهان، استغفار مىكنند. واژه "سحر" (بر وزن بشر) در اصل به معنى پوشیده و پنهان بودن است و چون در ساعات آخر شب پوشیدگى خاصى بر همه چیز حكومت مىكند، نام آن سحر گذاشته شده است .
در آن هنگام كه چشمهاى غافلان و بیخبران در خواب است و غوغاى جهان مادى فرو نشسته و به همین دلیل حالت حضور قلب و توجه خاص به ارزشهاى اصیل در قلب مردان خدا زنده مىشود به پا مىخیزند و در پیشگاه با عظمتش سجده مىكنند و از گناهان خود آمرزش مىطلبند و محو انوار جلال كبریائى او مىشوند، و تمام ذرات وجودشان زمزمه توحید سر مىدهد، و همانگونه كه با طلوع صبح، ظلمت شب برچیده مىشود و فیض عام پروردگار بر صفحه جهان مىنشیند، آنها نیز به دنبال زمزمههاى عاشقانه سحرگاهان همراه با طلوع صبح، پردههاى ظلمت غفلت و گناه از دلهایشان برچیده مىشود و انوار رحمت و مغفرت و معرفت الهى بر دلهایشان فرو مىنشیند.
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هر كس در نماز وتر (آخرین ركعت نماز شب) هفتاد بار بگوید: "استغفرالله ربى و اتوب الیه" و تا یك سال این عمل را ادامه دهد خداوند او را از استغفار كنندگان در سحر، "المستغفرین بالاسحار" قرار مىدهد و او را مشمول عفو و رحمت خود مىسازد.(1)
پینوشت:
1- تفسیر برهان، ج 1، ص 273.
برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه
برای دستیابی به عقاید و احكام دینى، بر دو حجت و دلیل الهى؛ عقل و وحى؛ تكیه مى شود.
ما در اثبات عقاید و احكام دینى، از همه راههاى معتبر شناخت بهره میگیریم، كه عقل و وحى دو طریق عمده در این زمینه میباشد. مقصود از «وحى» كتاب آسمانى ما، قرآن كریم و احادیثى است كه سند آن به رسول گرامى صلى الله علیه وآله منتهى میشود. احادیث اهل بیت علیهم السلام نیز به توضیحى كه بعدها داده خواهد شد همگى با نام کلی «سنت» ، از حجتهاى الهى میباشند.
عقل و وحى ، معتبر بودن (حجیّت) یكدیگر را تأیید مىكنند، و اگر به حكم قطعى عقل، اعتبار (حجیّت) وحى را اثبات مىكنیم، وحى نیز به همینگونه اعتبار عقل را در قلمرو خاص آن تأیید کرده و میپذیرد.
قرآن كریم در بسیارى از موارد به داورى عقل راهنمایی و اشاره مىكند و مردم را به اندیشیدن و تعقل در شگفتیهاى خلقت دعوت مىفرماید و خود نیز براى اثبات محتواى دعوت خود از عقل كمك مىگیرد. هیچ كتاب آسمانى مانند قرآن، به شناخت عقلی (معرفت برهانى) ارج نمىنهد، و استدلالها و براهین عقلى در قرآن پیرامون معارف و عقاید فزون از حد است.
ائمه اهل بیت علیهم السلام نیز بر حجیت عقل ـ در مواردى كه عقل صلاحیت داورى را دارد، تأكید كردهاند و امام هفتم، موسى كاظم علیه السلام، وحى را حجت (راهنما و دلیل) ظاهرى (بیرونی) و خرد را حجت باطنى (دلیل و راهنمای درونی) شمرده است(5).
علت ضروری بودن وجود نیرویی به نام وحی به همراه پیامبر درون، کافی نبودن عقل برای دستیابی به بسیاری از مسایل است که از دایره فعالیت و درک عقل خارج است. اینجاست که خداوند پیامبری را برای کمک به عقل می فرستد تا آن دو چون دو بال، اسباب پرکشیدن آدمی را فراهم آورد.
شماره پیشین: اصل 2 -دعوت پیامبران، به عقیده همراه با عمل است، و از نظر دین، عقیده ی بدون عمل ، و نیز عمل بدون عقیده، نجات بخش نیست.
شماره آتی : اصل 4 -از آنجا كه عقل و وحى ـ هر دو ـ حجت الهى هستند ، هرگز تعارض حقیقى میان آن دو رخ نمى دهد ; چنانكه علم و وحى نیز چنینند.
فلسفه حجاب در نماز چيست؟ خدا كه با همه محرم است!
با توجه به اين كه خداوند متعال عليم و حكيم است، پس يكايك احكام، حكمت خاصى دارند، ولكن پى بردن به آن اسرار، براى ما هم، ميسر نيست و هم، چندان مفيد نيست چه اين كه با علم محدود ما از نيازها، استعدادها و نيز راه رفع نيازهاى واقعى و شكوفا كردن استعدادها به نحو صحيح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مىتوان چنين ادعايى نمود.
علاوه بر اين كه اساس در اين احكام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممكن است آگاهى به اين اسرار و حكمتها حداقل در بعضى افراد، موجب تقويت انگيزه آنها در پيروى از آن دستورات شود به همين جهت در صدد كنكاش از اسرار و حكمتهاى احكام مىكنند.
به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفههاى متعددى دارد؛ از جمله:
الف. اين خود نوعى تمرين مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مىباشد و يكى از عواملى است كه در پاسداشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگيرى از آسيبپذيرى آن، نقش مهمى ايفا مىكند.
ب. وجود پوششى يك پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بيشتر مىكند و از التفات ذهن به تجملات و چيزهاى رنگارنگ مىكاهد و ارزش نماز را صد چندان مىكند.
ج. داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اين رو براى مرد نيز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهى زمينهساز حضور معنوى و بار يافتن به محضر حق مىشود.
افزون بر آن، حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوتهايى دارد و با آن قابل مقايسه نيست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نيست.
سؤال: اگر خدا جنسيت ندارد، چرا بايد در نماز پوشش داشته باشيم؟
جواب: پاسخ اين سؤال طي مراحل زير بيان ميشود:
1. خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است(1) و نسبت به خداوند جنسيت معني ندارد و از طرفي، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بيناست.(2) پس لزوم رعايت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و يا مذکر بودن خداوند نيست.
2. رعايت حجاب در نماز و غير نماز، فقط بر زنها واجب نيست، بلکه حفظ حجاب در محدوده معين بر مردان و زنان هر دو لازم است؛ مثلاً پوشانيدن عورت و بعضي قسمتهاي بدن از ديد انسانهاي ديگر بر مردان و زنان واجب است. همچنين نماز خواندن با بدن برهنه در مردان و زنان هر دو موجب بطلان نماز است.
بنابراين، رعايت حجاب براي انسانها گاهي به خاطر وجود انسانهاي نامحرم است و گاهي به خاطر صحت عبادت است که در بعضي موارد هر دو علّت با هم جمع ميشوند، مثل نماز خواندن در حضور اشخاص نامحرم و گاهي فقط به خاطر صحت عبادت است، مثل نماز خواندن در اتاق در بسته و تنها . اختلاف بعضي شرائط اين دو حالت، بهترين گواه بر مطلب است؛ مثلاً طهارت و مباح بودن لباس در نماز شرط است، اما در حفظ حجاب از نامحرم شرط نيست.
3. اهداف، حکمتها و فوائدي که از رهگذر انجام دستورات الهي به انسان ميرسد، متناسب با ساختار وجودي اوست که مرکب از بعد مادي و معنوي، يعني جسم و روح است و دستورات الهي زمينه را براي سعادت دنيايي و اخروي آماده ميکند.
پس اگر در موردي به منافع مادي يک عمل پينبرديم، دليل بر بيهدفي و ناقص بودن آن عمل نيست و از آنجا که عقل و فهم آدمي مانند اصل وجودش محدود است، پس به فوائد و حکمتهايي که خالق نامحدود وضع کرده، به طور کامل پي نخواهد برد، مگر اينکه معصومين عليهمالسلام از زبان وحي خبر دهند.

بنابراين، آنچه را که ذيلاً به عنوان حکمت و فائده حجاب در حال نماز ذکر ميکنيم، تنها گوشهاي از فوائد و حکمتهاست و اگر در موردي به حکمت و هدف دستوري پي نبرديم، بينياز از انجام آن نميشويم، بلکه بعضي عبادات تعبدي محضاند؛ يعني مأمور به انجام آن هستيم؛ چون خداي حکيم و عليم که خواهان سعادت و کمال انسانهاست، امر فرموده؛ چنان که اگر پزشک ماهر امر به خوردن دارويي کند، هر چند حکمت آن را ندانيم، انجام ميدهيم.
با توجه به نکات فوق، به ذکر چند فائده و حکمت براي حجاب
ديده شده بسياري از مسلمانان بزرگسال که از زمان کودکي به اقامهي نماز مشهور بوده اند، در سن پيري و با داشتن عمرهاي بالا، تا حد زيادي از سلامت جسماني و عقلي قابل قبولي برخوردارند. | |
شهید قاسم هدیه لو
تولد : ۰۱/۰۱/۱۳۴۲
شهادت : ۱۳۶۵
محل دفن : بهشت زهرا(س)
قطعه :۵۳ ردیف :۱۲۱ شماره :۴
لشگر ۲۷ محمد رسول الله
عملیات والفجر ۸ فاو
شیعه یا اهل تسنن؟!
بنا به درخواست شما دوستان در مورد تاریخچه و نحوه پیدایش اهل تسنن و شیعه مقاله ذیل تقدیم می شود:
كلمة شیعه و مشتقات آن بارها در قرآن مجید به کار رفته است. این واژه در اصل لغت به معنای گروه، فرقه، دسته و پیرو است.(1) در حداقل سه آیه از قرآن کریم این واژه به صورت «شیعه» به کار رفته است:
1- سوره مریم: ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِیعَةٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِیًّا؛ آنگاه از هر دستهاى كسانى از آنان را كه بر [خداى] رحمان سركشتر بودهاند بیرون خواهیم كشید (2)
2- سوره قصص: وَدَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلَى حِینِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِیعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ؛ و (حضرت موسی) داخل شهر شد بىآنكه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد یافتیكى از پیروان او و دیگرى از دشمنانش [بود] آن كس كه از پیروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او یارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را كشت گفت این كار شیطان است چرا كه او دشمنى گمراهكننده [و] آشكار است (3)
3- سوره صافات: وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ؛و بىگمان ابراهیم از پیروان او (حضرت نوح) است (4) در این سوره حضرت حق ابراهیم خلیل را در روش و منش و اخلاق و عمل ، و ایمان و عقیده ، و جهاد و عبادت شیعه نوح شمرده است . و ان من شیعته لإبراهیم : و بی تردید ابراهیم از پیروان نوح بوده است.
در آیات دیگری نیز مشتقات این واژه به کار رفته است:
1- مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَكَانُوا شِیَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ؛از كسانى كه دین خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند (5)
2- وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِی شِیَعِ الأَوَّلِینَ؛و به یقین پیش از تو [نیز] در گروه هاى پیشینیان [پیامبرانى] فرستادیم (6)
3- قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ؛ بگو او تواناست كه از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضى از شما را به بعضى [دیگر] بچشاند بنگر چگونه آیات [خود] را گوناگون بیان مىكنیم باشد كه آنان بفهمند (7)
4- إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَكَانُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ یَفْعَلُونَ؛ كسانى كه دین خود را پراكنده ساختند و فرقه فرقه شدند تو هیچ گونه مسؤول ایشان نیستى كارشان فقط با خداست آنگاه به آنچه انجام مىدادند آگاهشان خواهد كرد (8)
بنابراین اصل این واژه برگرفته از قرآن کریم است.
در طول حیات پر بار رسول اکرم به مناسبت های مختلف ایشان علی(علیه السلام) را به عنوان خلیفه و جانشین پس از خود معرفی فرمودند. رسول مکرم برای بیان این حقیقت که مسیر صحیح اسلام پس از ایشان تنها در پیروی از ولایت امیر المؤمنان علی (علیه السلام) خلاصه می شود بارها از علی و شیعه او یعنی پیروانش، نام برده اند.
از جمله:
1- بعد از نزول آیه ان الذین امنو و عملو الصالحات اولئك هم خیر البریه؛ در حقیقت كسانى كه گرویده و كارهاى شایسته كردهاند آنانند كه بهترین آفریدگانند(9) روی مبارك را به علی علیه السلام نموده و فرمودند: ان هذا و شیعته هم خیر البریه؛.یعنی این مرد و پیروانش بهترین آفریدگان اند.(10)
2- رسول الله صلی الله علیه وآله فرمودند : یا علی انت و شیعتك تردون علی الحوض رواء و ان عدوك یردون علی ظما ء مقبحین.(11)
3- رسول الله درحالی که به علی(علیه السلام) اشاره می فرمودند، خطاب به مردم فرمودند: جاء خیر البریة انت و شیعتك یوم القیامة راضین مرضین؛ بهترین بشر آمد. تو و پیروانت در روز قیامت راضی و خشنود خواهید بود.(12)
4- یا علی ان الله قد غفر لك و لوالدیك و لاهلك و لشیعتك؛ ای علی همانا خداوند تو را و پدر و مادرت را و خانواده ات را و پیروانت را بخشیده است.(13)
5- انك ستقدم علی الله و شیعتك راضین مرضین؛ همانا تو به پیشگاه الهی می روی و پیروانت راضی و خشنودند.(14)
6- انت و شیعتك فی الجنة؛ تو و پیروانت در بهشت خواهید بود.(15)
7- علی و شیعته فهم الفائزون یوم القیامة؛ علی و پیروانش در روز قیامت رستگارن.(16)
وقریب به همین مضامین كه لفظ شیعه از زبان مبارك نبی جاری شده است, در بسیاری از كتب صحیح و معتبر اهل تسنن نیز به وفور یافت می شود:
سنن ابن ماجه
مجمع الزواید هیثمی
كنوزالحقایق فی احادیث خیر الخلایق مناوی
استیعاب ابن عبدالبر
مستدرك حاكم
حلیةالاولیاء ابونعیم اصفهانی
تاریخ بغداد خطیب بغدادی
الصواعق المحرقة ابن حجرمكی
ریاض النظرة محب طبری
شرف النبوة ابوسعید
مناقب خوارزمی
نهایة ابن اثیر
پس از رحلت پیامبر اکرم بر خلاف دستور و توصیه حضرت، در سقیفه بنی ساعده جلسه ای تشکیل شد تا خلیفه بعد از پیامبر تعیین شود! جلسه ای که در آن خلیفه و جانشین حقیقی پیامبر که در طول حیات شریف خود بارها بر آن تأکید نموده بود، حضور نداشت. زیرا مشغول به خاکسپاری بدن شریف پیامبر بود!!

ز کوچه هاست که بوی شهید می آید صدای دلکشی از دور محملم را برد
دوباره رایحه جبهه ها دلم را برد
کجا شهید بمیرد که پرپری بزنیم
بیا به مجلس ترحیم خود سری بزنیم
هنوز لشگر 10 ، نذر سیدالشهداست
دوکوهه در تب پرواز حاج همت هاست
جبین آب از آن التهاب پرچین است
هنوز ساحل والفجر 8 غمگین است
هنوز خاک شلمچه جنون به دل دارید
ز هجر آن همه خورشید ، خون به دل دارد
سخن بگو طلائیه ، باز دلتنگم
برای سجده سرخ نماز دلتنگم
تبسمی به من ای فکه هردو تنهاییم
چگونه بعد شهیدان خود سرپاییم
پر از دعای کمیل ، پر از ندبه کارون
کجاست منزل لیلی ، جزیره مجنون؟
اولین سین سنجد
سنجد نماد سنجیده عمل کردن است . سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس با خویشتن عهدکند که درآغاز سال هرکاری را سنجیده انجام دهد . سنجد نشانه گرایش به عقل است . احترام به تفکر و ترویج و خردمندی . اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ .
دومین سین سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد .
سومین سین سبزه
سبزه پس از سنجد و سیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است . سبزی با خود شادابی نیکویی و زندگی را بهمراه می آورد . من با خویشتن عهد میکنم که دراین سال شاد و خوش خلق وخوش اخلاق باشم . رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه میدارد و به ما آرامش میدهد .
چهارمین سین سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت وعضو عدالت و قدرت است .
پنجمین سین سیر
سیر به نشانه دست نگه داشتن از تجاوز به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم . سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت برجهان بنگرد که انسان قانع از نفس کریحش برتر از انسان قانع به دارندگی ثروت است . پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را برسرسفره مینهیم تا انسانی عاقل سالم شاداب قوی و قانع باشیم . سیر چشمی و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر میباشد .
ششمین سین سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است . واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است و هیچ انسان متعهد و بامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد . خداوند زمین وآسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و سرکه گویای نکته ایست از تسلیم دربرابر رخدادهای ناگوار زندگی .
و هفتمین سین سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است . سماق نماد صبر و بردباری و تحمل دیگران است . صبر به انسان میاموزد که درگذر زندگی خستگی را بایدخسته کند وکام را بیابد .
ظهور اسلام یک ضرورت تاریخی بود زیرا دین یهود و مسیهیت دچار تحریفات بیشماری شده بود . آیین زردتشت نیز در انبوهی از خرافات گم شده بود .
پدر حضرت محمد عبدلله نام داشت . مادر پیامبر نیز آمنه نام داشت . پدر پیامبر قبل از این که پسرش به دنیا بیاید در سفری که به مدینه داشت بیمار شد و از دنیا رفت . حضرت محمد در هر سال یک ماه به غار حراء می رفت و به عبادت می پرداخت که در شبی از این شب ها که پیامبر به غار حراء رفت!!! فرشته ی وحی بر او نازل شد و گفت بخوان ؟ محمد پاسخ داد چه بخوانم . من که سوادی ندارم!!! و دوباره وحی آمد > به نام پروردگارت که تو را خلق کرده بخوان ! آنگاه سوره ی العلق در ۴۰ سالگی بر پیامبر نازل شد و پیامبر به رسالت رسید . پیامبر دوان دوان به سوی خانه رفت و همه چیز را به همسرش گفت و سپس به خدیجه و حضرت علی که ۱۵ سال بیشتر نداشت اعلام رسالت کرد . پیامبر ۳ سال به طور پنهانی به دعوت می پرداخت و در این مدت افرادی نیز به پیامبر ایمان آوردند . اولین زن و مرد مسلمان خدیجه و علی بودند و اولین شهید زن و مرد یاسر و عمار بودند . پیامبر در تمام این مدت ستم های زیادی از مشرکان می دید . مشرکان آشغال های خود را به بالای پشتبان های کوچه ها می بردند و زمانی که پیامبر از آن محل میگذشت مشرکان آشغال ها را بر سر مبارک ایشان می ریختند * پیامبر با خونسردی کامل می گذشت و این صبر پیامبر بسیار تحسین بر انگیز است . شاید این سوال در ذهن شما باشد که چرا مشرکان پیامبر را نکشتند؟؟؟ در جواب باید گفت که پیامبر فرزند عبدلله و عبدلله فرزند بزرگ ترین و قوی ترین قوم عرب-قریش- است . البته پس از فوت پدر بزرگ پیامبر - بزرگ قریش - کفار نیز بارها قصد جان پیامبر را کردند ولی موفق نشدند . معجزه ی محمد علم است معجزه ی او کتاب است و هیچ گاه از بین نمی رود .
(برای عضویت روی آدرس زیر کلید کنید
http://seiedalshohada4.blogfa.com/page/1.aspx
دانلود کتاب انسان وخدا از
دکتر مصطفی چمران:
برای دانلود با ذکر یک صلوات بر
روی آدرس زیر کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90800117/245bd5e6/__online.html
?????:دانلود کتاب انسان وخدا از دکتر مصطفی چمران| ???? ????
دانلود کتاب
حماسه حسینی استاد مطهری :
با ذکر یک صلوات برای دانلود روی آدرس زیر کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90798337/2c1b9b41/hameseh-hosseini_1.html
?????:دانلود کتاب حماسه حسینی از استاد مرتضی مطهری| ???? ????
دانلود کتاب تفسیر سوره عنکبوت از
آیت الله مکارم شیرازی :
برای دانلود با ذکر یک صلوات بر روی
آدرس زیر کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90641287/80e97023/_online.html
?????:دانلود کتاب تفسیرسوره عنکبئت آیت الله مکارم شیرازی| ???? ????
دانلود شعر های
ابوالفضل سپهر
برای موبایل :
برای دانلود با ذکر یک صلوات روی
آدرس کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90450718/f4bfbce/Sepehr-1.html
?????:دانلود شعر های ابوالفضل سپهر برای موبایل| ???? ????
دانلود کتاب امر به معروف و نهی از منکر :
با ذکر یک صلوات برای دانلود بر روی آدرس کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90448084/2aa41b76/______.html

?????:دانلود کتاب امر به معروف و نهی از منکر آقای قرائتی| ???? ????
دانلود کتاب امامت از آقای قرائتی :
با ذکر یک صلوات برای دانلود روی آدرس کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90447370/f0746daf/_online.html

?????:دانلود کتاب امامت از آقای قرائتی| ???? ????
دانلود کتاب اخلاق اسلامی(آیت الله شیرازی) :
با ذکر یک صلوات برای دانلود روی آدرس کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/90446629/4aa884c0/__online.html

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به کی دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
سلام دوستان
تبریک به مناسبت حلول ماه ربیع الاول. تمام شدن ماه صفر را به پیشگاه امام زمان (عج) مژده میدهیم به امید آنکه آن ماه پنهان از نظرهای سنگین ما گوشه چشمی به ما کند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ماه محرم و صفر به سر رسید و دوباره بر روی گنبد حرم امام حسین (ع) پرچمی سرخ نصب خواهد شد و این پرچم مرا به یاد یادداشتی از دکتر می اندازد که گفت:
کل شهر محرم و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
در قبایل عرب همواره جنگ بود. اما مکه زمین حرام بود و چهار ماه رجب. ذیقعده. ذی الحجه ومحرم. زمان حرام. یعنی که در آن جنگ حرام است. دو قبیله که با هم میجنگیدند تا وارد ماه حرام میشدند جنگ را موقتاْ تعطیل میکردند اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست. ماه محرم رسیده است و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت. سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده ی قبیله پرچم سرخی بر می افراشتند تا دوستان. دشمنان و مردم بدانند که جنگ پایان نیافته است.
آنها که به کربلا میروند میبینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است اما باید ببینند که بر قبه آرامگاه حسین (ع) پرچم سرخی در اهتزاز است.
دانلود کتاب نامه به پدر (دکتر سریعتی) :
با ذکر یک صلوات برای دانلود بر روی آدرس کلید کنید : http://www.4shared.com/file/90445505/61dbbbde/___online.htm
l
?????:دانلود کتاب نامه به پدر (دکتر شریعتی)| ???? ????
لطفا نظر خود را برای بهبود وبلاگ بگویید.
با انقلاب
آمد تا بگويد حق آمده است تا باطل برود، فرشته آمده است تا ديو برود، خون آمده است تا بر شمشير پيروز شود.
به رغم همه تلاش ها و كارشكني هاي دولت بختيار، امام آمد و يكسره به ميان سوختگان عشق رفت: در ميان شهيدان شهر، شهيداني كه به راستي، به دور از هر طمع و چشمداشتي، پر و بال در آتش عشق زدند و سوختند. جوان، پير، زن و مرد. گاهي بي آنكه جرعه اي از لب لعل دنيا بچشند، جام عمر را لب نزده بر زمين نهادند و تشنه رفتند.
و مقصد امام، شهر عاشقان بود. رفت تا با عاشقان پيمان ببندد، رفت تا شهيدان را شاهد بگيرد، رفت تا شهيدان شهادت دهند، رفت تا با ميليون ها ايراني تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون پيمان ببندد.
خيابان هايي پر از گل، قدمگاه امام شد تا در مقصد بعدي در خيابان ايران توقف كند، خياباني با نام يك ميهن و در اين خيابان در مهد علم بياسايد كه خيل عاشقان مشتاق، تاب و توان از مردي به سن و سال او مي ربود. ولي امام آمده بود تا در كنار مردم باشد براي هميشه. آيا مرزهاي ايران براي مردي چون او كافي بود؟ او مردي بود براي تمام دنيا و شايد عقبا.... و خيابان ايران براي خيل مردمي كه تشنه ديدار او بودند، كوچك بود.
15 بهمن، بختيار اعلام كرد سنگر خود را حفظ مي كند و حاضر به كنارگيري از قدرت نيست، اما كاركنان نخست وزيري به منظور پشتيباني از مبارزات خونين ملت مبارز و قهرمان ايران درجهت همبستگي با اين نهضت، اعتصاب كردند. در همين روز در پي دستگيري و زنداني شدن تعدادي از افسران نيروي هوايي، روحانيان خواستار آزادي همافران زنداني شدند. نهادهاي مستقل در دولت، براي همراهي با مردم، اقداماتي را آغاز كردند از جمله آن كه ديوان كيفر كاركنان دولت، <ميرتقي سيرنگ> معاون وزارت بازرگاني را بازداشت كرد و قرار مجرميت معاون وزارت راه و تني چند از مديران كل آن وزارتخانه را صادر كرد. دولت بختيار نيز براي آرام كردن مردم اقدام به دستگيري و بازداشت تعدادي از مهره هاي قديمي دولت كرد. خبرگزاري پارس اعلام كرد كه دويست نفر از وزراي سابق، معاونان وزارتخانه ها و بعضي از مديران بخش خصوصي، استانداران و حتي مديران كل از طرف دولت ممنوع الخروج شده اند. اما حتي در همان زمان قانون سانسور حاكم بود. و منتقدان استبداد با خطر زندان مواجه بودند. ساواك هنوز فعال بود و سعي در ايجاد بلوا و تخريب اموال عمومي مي كرد ازاين رو آيت الله طالقاني از مردم خواستند نه تنها با اين اقدامات همراهي نكنند بلكه با تخريب ها مقابله كنند.
22 بهمن،انفجار نور
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تنها يك حادثه داخلي براي تغيير يك رژيم سياسي نبود
. بلكه همانگونه كه بسياري از دولتمردان آمريكائي، اسرائيلي و اروپائي در خاطرات خود از آن روزها تعبير كردهاند، انقلاب از ديدگاه آنان زلزلهاي ويرانگر براي جهان غرب بود.گذشته از آنكه آمريكا مطلوبترين شرائط جغرافيائي، اقتصادي و نظامي را در يكي از حساسترين مناطق جهان كه مرزهاي طولاني با رقيب (دولت شوروي) داشت، از دست ميداد امواج اين انفجار بزرگ رژيمهاي وابسته به غرب را در ممالك اسلامي و بلاد عربي متزلزل و بيمناك كرده بود. پيام اصلي انقلاب اسلامي ماهيتي فرهنگي داشت و مبتني بر انديشه ديني و ارزشهاي معنوي بود. پيروزي انقلاب به معناي صدور پيام و ارزشهاي آن و به حركت در آمدن موجي از خيزشهاي رهايي بخش در كشورهاي اسلامي و جهان سوم بود. همزمان با ايران، رژيم وابسته به آمريكا در نيكاراگوئه نيز سرنگون شد. در افغانستان دولت شوروي ناگريز از كودتاي خونين و سپس لشكركشي و اشغال اين كشور شد تا حركت اسلامي را مهار كند.1 در عراق، كودتاي صدام با همين هدف شكل گرفت. 2 مردم لبنان و فلسطين پيروزي انقلاب ايران را جشن گرفتند و جهاد خويش را در شكلي نوين و ملهم از انقلاب اسلامي آغاز كردند. جنبشهاي اسلامي در مصر، تونس، الجزاير، سودان، عربستان و تركيه احيا شدند.
پس از جنگ جهاني دوم نظمي ظالمانه بر جهان حكمفرما بود. مناطق مختلف جهان بين دو قدرت غالب شرق و غرب تقسيم شده بود و سازمانهاي نظامي ورشو و ناتو نگهبانان اين نظم ناعادلانه بودند. هيچ حركت و تحولي در جهان سوم خارج از اين چارچوب و بدون وابستگي به يكي از دو قطب حاكم امكان موفقيت نمييافت. اينك انقلابي در جهان معاصر و در منطقه امن غربيها پيروز شده بود كه شعار اصلي آن «نه شرقي نه غربي» بود. نهضت امام در ايران مستقيماً با امپرياليسم آمريكا درافتاده بود و شكست را بر او تحميل كرده بود. اين واقعيت كمونيستها را در ادعاي مبارزات ضدامپرياليستي شان خلع سلاح ميكرد و براي نخستين بار در عصر حاضر، دين را به عنوان عاملي حركتزا در پهنه مبارزات ملتها مطرح ميساخت.
با وجود همه ناباوريها و تمامي تلاشهايي كه در سطح بينالمللي براي حفظ رژيم شاه و جلوگيري از موفقيت امامخميني بعمل آمد، انقلاب اسلامي در مرحله نخست مبارزات خويش پيروز گرديد و از اين جهت پيروزي آن بيشتر به يك معجزه شبيه بود تا تحولي عادي. به جز امامخميني و تودههاي بيشماري كه خارج از تحليلهاي معمول، به گفتهها و وعدههاي امام باور قلبي داشتند، عموم تحليلگران سياسي و همه كساني كه در رخدادها و حوادث ايران دخيل بودند وقوع چنين پيروزي را، حتي تا روزهاي واپسين عمر رژيم شاه ناممكن ميدانستند.
برای دانلود روی آدرس زیر کلید کنید :
http://www.4shared.com/file/82391625/606915ec/felm-kar-03-04-15.html
موضوعات مورد نیاز خود را در نظر سنجی بگویید تا دو روز بعد برای شما قرار داده شود.
از آدم تا سجّاد عليه السّلام
مرحوم حضينى و ديگر بزرگان آورده اند:
شخصى به نام عسكر - غلام امام محمّد جواد عليه السّلام - به نقل از پدرش حكايت كند:
روزى به محضر شريف حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام شرف حضور يافتم و عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! چطور در بين اهل بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقط امام چهارم ، حضرت علىّ بن الحسين عليهماالسّلام به عنوان ((سيّد العابدين )) معروف و مشهور گشته است ؟
امام رضا عليه السّلام در جواب فرمود: خداوند متعال در قرآن تصريح نموده است كه بعضى از پيغمبران را بر بعضى از ايشان فضيلت و برترى داده است ؛ و ما اهل بيت رسالت نيز همانند انبياء عظام صلوات اللّه عليهم مى باشيم .
فرزندى از دو بهترين انسانها
در احاديث و روايات مختلف آمده است :
هنگامى كه لشكر اسلام بر شهرهاى فارس هجوم آورد و پيروز شد غنيمت هاى بسيارى از آن جمله ، دختر يزدگرد را به دست آورد و آن ها را به شهر مدينه طيبّه آوردند.
همين كه آن غنائم جنگى را داخل مسجد بردند، جمعيّت انبوهى گرد آمده بود؛ و در اين ميان زيبائى دختر يزدگرد توجّه همگان را به خود جلب كرده بود.
پس چون چشم اين دختر به عمر بن خطّاب افتاد صورت خود را از او پوشاند و گفت : اى كاش چنين روزى

